مجموعة مؤلفين

251

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

بسيار بود از عرب و عجم ، آ نقدر جمعيت زياد بود [ كه ] قدرت گرديدن نبود ، به سختى زيارت نموده ، مراجعت به منزل نموده ، رفتم خانه جناب حاجى ميرزا نصراله همدانى ناهار آنجا دعوت داشتم ، هفت ساعت از دسته گذشته ناهار صرف شد . بعد از ناهار قدرى مشغول صحبت شده قليان و چاى صرف شد . برخاسته به طرف منزل آمده ، سه ساعت به غروب مانده بود به شجاع نظام و ميرزا محمود گفتم ، تفنگ برنو [ را ] برداريد برويم طرف وادى ، قدرى گردش كنيم تفنگ برنو برداشته ، رفتم درب حصار . يك اسب كهرى كه سن او سه ساله بود آوردند ، بسيار اسب خوبى بود ، ابداً علب « 1 » نداشت ، بيست ليره قيمت مىگفت ، [ 59 ] اينجانب گفتم ، ده ليره اگر داد من طالب هستم ، كره را برد . جناب آقاى حاجى سيد عبود و آقا سيد حميد و دو سه نفر از خوانين تبريز به ديدن بنده آمدند ، چاى [ و ] قليانى صرف نموده ، قدرى صحبت كرديم . امروز هم جناب حاجى سيد هاشم و آقا سيد عبدالاميرخدام كربلاهم از كربلا با عربانه آمدند ، مهمان بنده شدند ، رفتم بيرون را موقوف نموده ، نشسته قدرى مشغول صحبت شده ، زيارت مشرف شده بعد از زيارت به طرف منزل آمده ، تا چهار ساعت شب صحبت داشته شام آورده ، ميل به شام خوردن نداشته حضرات شام صرف نموده استراحت شد . امروزكه پنج شنبه 18 شهر ذيحجه است ، صبح زود برخاسته ، حالت خوشى نداشته قدرى دوا خورديم . جناب حاجى سيد هاشم و آقا سيد عبدالامير كه شب اتاق پايين خوابيده بودند ، تشريف آوردند بالاخانه ، منزل بنده ، چاى صرف شد . مشغول صحبت شده ، برخاسته زيارت مشرف شديم ، آنقدر جمعيت بسيار بود كه به صعوبت « 2 » زيارت خوانده .

--> ( 1 ) . درشتى ، گرفتگى ، بيماريى است كه در پى گردن شتر عارض مىشود . دهخدا ، ذيل واژه . ( 2 ) . اصل : سعوبت